تبليغاتX
برادرانه

تذکره الاحوالات جناب مصطفی زمانی (یوزارسیف)

آن مرد زیبا رو ، آن دائما کمرو ، آن انسان با احساس ، آن عاری از وسواس ، آن صاحب اقبال ، آن عاشق فوتبال ، آن اسب سوار ماهر ، آن به شمشیر بازی قادر ، آن طالب کلهم آرزوهای جهانی ، شیخنا و مولانا مصطفی زمانی ( دامت برکاته)

در پی کارشناسی مدیریت و زندگانی راحت بود

نقل است از کودکی چشمانش قاپ همه را ربوده بودی و دلربایی می کردی تا بدانجا که اهل خانه وی را از نظرها دور نگاه داشتندی که مبادا سَقَط شود ، و نیز نقل است بین مادر و ابوی نزاعی بود بر سر نامش که در آن نزاع نابرابر مادررا ظفر حاصل بشدی و نام وی مصطفی بشدی . وا... اعلم

چون وی را هنگامه ی علم آموزی فرا رسید ولایت فریدون خان اندر به کنار را ترک گفته و عازم طهران بشدی و در آنجا در مکتبخانه ی معروف طهران مشغول علوم مدیریتی بشدی و بخواند و بخواند و باز هم بخواند تا به قسمت آگهی های کاریابی برسیدی . مریدان همه مصر بر تست بودندی و مولانا به حکم ادب و تواضع عازم دیار سینماتوگراف سیما فیلم بشدی و همی در محضر سیدنا فرج ا... خان سلحشور تست بدادی تا آنجا که عاقبت یوزارسیف از آب درآمدی .

رفیقانش گفتند تورا چه کم از شیخنا محمدرضا گلزار باشد که اگر او خوبروی است تو نیز هم ، مولانا در جواب بگفتی این سخن مگوئید که شیخنا گلزار حقش بوده و هرگز گمان مبرید که بر حسب جمالش بدین جای رسیده و این از عجایب می باشد .

از کرامات مولانا بسی گفته آمده و از آن جمله ارادت شدید مولانا به جناب شیخ محمد رضا فروتن بودی  و از دیگر کراماتش آورده اند که به فن حسابداری وارد بود  و ریاضیات از بر داشت .

روزی دیدند که از مطبوعه ای ترسان است و اندامش بدینسان لرزان گفتند علت واهمه ات از مطبوعه جات چیست ؟ مولانا در جواب بگفتی که بدانید و آگاه باشید که ترس من آن است که ایشان سخن من را مبدل و وارونه سازندی و با این سخن دهان همه را ببستی و این نیز از کرامات بود .

مولانا سخنان حکیمانه و نغز بسیار دارد و چند از آنها از اینقرار باشد که :

برای  من هیچ چیز رویایی نیست

امیدوارم به جام جهانی صعود کنیم

پارسا پیروزفر هنرپیشه ی باسوادی است .

سیدنا فرج ا... حان سلحشور در حق وی بگفتی « خدایش رحمتش کناد که ما را از دست 3 هزار نفر مرجوعی نجات بدادی و وی همان یوسف گمگشته ما بودی »

+ نوشته شده در 88/02/15ساعت توسط احسان آهنی |