تبليغاتX
برادرانه

مگس

مگسی روی صفحه ی دسکتاب (۱)

پر تلاش و تماما آب و تاب

نپرید هر چه که تکان دادم

ماوس خود تا که کردمش پرتاب

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت :

(۱) : من هم میدانم که دسکتاپ درست است نه دسکتاب

قافیه تنگ آمد خوب چه کنم ؟ همین است که هست ...

+ نوشته شده در 89/05/31ساعت توسط احسان آهنی |

معامله ی سکینه

جدیدا جناب آقای لولا داسیلوا داره سخت تلاش میکنه که دوباره تو دور بعدی بشه رئیس جمهور برزیل و در این راه از هر گونه مهربانی ، لطف، محبت و وعده ای هم مضایقه نمیکنه . در همین راستا شنیده شده ایشون برای نشان دادن چهره ای مهربان در عرصه های مختلف سیاسی اجتماعی فرهنگی ورزشی ، پیشنهادی بسیار بسیار سخاوتمندانه به آقای احمدی نژاد داده مبنی بر اینکه ما حاضریم سرکار خانم سکینه محمدی آشتیانی که شوهر بیچارش رو به طرز فجیعی کشته رو در کشورمون به پناهندگی قبول کنیم .

در همین راستا پیشنهاداتی داشته و داریم که به شرح ذیل به بیان آنها میپردازیم :

۱- میشه با رونالدینیو یا کاکا و امثال ذلک مبادله اش کرد (اولشم طی بشه که جنس فروخته شده پس گرفته نمی شود)

۲- ایشون رو به شرط ازدواج با جناب داسیلوا به اونجا اعزام کنیم .

۳- از اونجا که بعضی از کشور ها مثل آرژانتین و اینها رقابت سختی با برزیل دارند پیشنهاد میکنیم به بالاترین قیمت پیشنهادی بفروشیمش

۴- چون مردم کشور ما از یک چنین زنهایی بیزارند بعد اجرای حکم اعدامش جنازش رو بفرستیم که هم اونا کلی حال کنن و هم اینا

۵- سکینه رو با تمام متعلقاتش بفرستیم (چاقو ، قمه ، اره ، وینچستر و بقیه ی وسایل)

۶- اصلا سکینه رو نفرستیم چه کاریه .. آقای داسیلوا رو بیاریم اینجا و به نگهبانی از این خانم مامور کنیم

۷- اگر هم میفرستیم چرا فقط همین یکی رو ... بقیه حبسی ها و اعدامی ها و اینا رو هم بفرستیم که کلی به لحاظ مصرف هم صرفه جویی شده باشه .

+ نوشته شده در 89/05/12ساعت توسط احسان آهنی |

تست هایی با طعم کروبی

در پی جنجال آفرینی های بعضیا معروف به آقای مهدی کروبی در پی آن شدیم تا با طرح سوالاتی در باره ی این شخصیت جنجالی بتوانیم به جواب آنها دست پیدا کنیم

۱- به نظر شما چرا آقای کروبی در انتخابات ریاست جمهوری رای نیاورد ؟

الف) حال نداشت

ب ) زورش نرسید

ج ) ننه جونش نذاشت

د ) رقیبش (آراء باطله) قویتر بود

۲- چه کسایی به آقای کروبی رای دادند ؟

الف ) معلوم نیست

ب ) جای سواله واقعا

ج ) مخالفین رقبای دیگر

د ) بی سواد ها

۳- شما فکر میکنید چه رابطه ای بین ساسی مانکن و آقای کروبی وجود داشت؟

الف) واااای نه .

ب ) کلا رابطه ی دو تا همجنس با هم چیز چندش آوریه

ج ) دوست داشت واسه یه بارم که شده رپ بخونه

د ) اونم مثل بچش میمونه خوب حیوونی

۴- چرا آقای کروبی به مراسمات درگذشتگان سیاسیون میره ؟

الف ) علاقه ی زیاد به حلوا خوردن

ب ) واسه کلاس کار

ج ) همینجوری اتفاقی

د ) دید و بازدید با رفقا

۵- به نظر شما آقای کروبی اصالتا کجایی هستند ؟

الف ) آمریکایی

ب ) انگلیسی

ج ) فرانسوی

د ) الیگودرزی

۶- چرا به آقای کروبی میگن شیخ شجاع ؟

الف ) کی میگه ؟

ب ) چون زبونش از مخش بیشتر کار میکنه

ج ) چون تو این زمونه شجاعت یعنی بی کلگی

د ) خوب برید از خودش بپرسید

۷- چرا آقای کروبی چند وقته سر قبر ننه جونش هم نمیتونه بره؟

الف ) پاش درد میاد

ب) راهش دوره

ج ) خانومش نمیذاره

د ) حوصله اش رو نداره

۸- به نظر شما حرکت بعدی آقای کروبی چیه ؟

الف ) دیدار با اموات در برزخ

ب ) رفتن به زندان

ج ) زیارت قبر ننه جونش

د ) افشاء مستندات ورژن ۲۰۱۰ کهریزک

+ نوشته شده در 89/05/05ساعت توسط احسان آهنی |

عیدی

عیدی ٬ دادنش جون آدم رو در میاره و گرفتنش حال و حولی به جون آدم میندازه که نگو

اما همیشه هم (ظاهراً) اینطور نیست .

روزای اول عید بود و شروع کردیم به رفتن به خونه ی اقوام و فک و فامیل برای عید دیدنی و البته از اون مهمتر گرفتن عیدی. منتها امسال انگاری همه یه چیشون میشد . خونه ی اولی یه ۲ هزار تومنی کاسب شدیم و گذشت . هرچند دلمون بیشتر میخواست اما گفتیم عیبی نداره . بازم غنیمته . خونه بعدی که رفتیم عیدیه شد ۱۵۰۰ تومن و بازهم به جیب ما برخورد . اما گفتیم این نیز بگذرد و اتفاقا گذشت . آقایی که شما باشید و یا حالا خانومی که شما باشید . جونم براتون بگه که خونه های بعدی رو میشه با فرمولهای ریاضیات بدست آورد که چه گذشت اما .... اما رسیدیم خونه ی دهم یازدهم ... تو همین حول و حوش که عیدی ها از نقدی بودن شد جنسی و اولین عیدی کالاییمون که یه جوراب بود رو دشت کردیم . اومدیم بیرون و خدا را شکر خدا را شکر گویان رفتیم سراغ خونه ی فامیل بعدی که عیدی اون خونه ۲ تا تخم مرغ و یه جوراب بود . با خودم گفتم خوب مثل این که خدا رو شکر گفتن ها اثر کرده و ارزش ریالی عیدی ها حالت تساعدی پیدا کردند و امیدوارانه رفتیم سراغ خونه ی بعدی . اما چشتون روز بد نبینه از خونه ی بعدی که داشتیم میومدیم بیرون صابخونه که از اقوام محترم نزدیکمون هم بودند دست کردند توی صندوق قدیمیشون و یه دست (روم به دیوار البته) لباس زیر مردونه تحویلمون دادند و ما رو بدرقه کردند . حسابی کف کرده بودم  . با خودم گفتم تا کار به جاهای باریکتر نکشیده از مهمونی رفتن پرهیز کنم و باقی رو بزارم واسه همون سال بعد .

+ نوشته شده در 89/01/11ساعت توسط احسان آهنی |

برف و باران سیاسی

باور کنید اصلا نمیتونستم فکرش رو هم بکنم

مخ ما فقط به اندازه ی یه کمی از اوضاع رو میتونست درک کنه ولی چند شب پیش توی تاکسی هم صحبت یه خانوم با کرامات و جالب انگیزناکی شدیم که نگو و .. اینا

خلاصه صحبتمون گرم شده بود و مسیر هم خیلی مونده بود تا به پایان برسه اما حرف رسید به این موضوع که خیر سرمون زمستون رو داریم پشت سر میذاریم و دریغ از قطره ای باران و برف و حتی تگرگ

باز  همینجوری صحبت ادامه داشت که اون خانوم عرضه داشتند که الآن آمریکا٬ اروپا و این کشورایی که ما میگیم دشمن خدا و پیغمبرن و دروغ و گناه و هزار جور کثافت کاری داره از سر و روشون میریزه٬ غرق توی نعمتهای خداوندی اند و ماهاییکه ادعای درستی و درستکاریمون گوش عالمو آدم رو کر کرده از این نعمتهای خداوندی محرومیم .

یه کمی تفکریدیم و تو دلمون گفتیم بابا ببین این بابا نه ببخشید این مامان نه اصلا ولش کنید این یارو خیلی حالیشه ها . راس میگه ها

که خانومه ادامه داد حالا ما به حقیم یا اونایی که دشمنن

صدام رو صاف کردم و گفتم البته میدونید چیه ؟ بنده در این زمینه تخصصی ندارم . و نمیتونم اظهار نظری کنم . بعد واسه اینکه گند ماجرا در نیاد از خیر هم صحبتی و کمالات ممالات اون خانوم هم گذشتیم و پیاده شدیم .

ولی تو راه خیلی با خودم فکر کردم که آخه مرد حسابی اونجا منطقه منطقه ی بارانیه و آب و هواش کل یوم همینجوریه و ایران طفلی ما نیمه خشک تا قسمتی خشکه٬ چه ربطی داره به درستی و نادرستی ما آدما

بعد دوباره با خودم گفتم یعنی بارون و برف هم سیاسیه ؟

نمیدونم شایدم حرفای اون خانوم درست بوده و ما نمیفهمیم .

+ نوشته شده در 88/10/28ساعت توسط احسان آهنی |